سرگردان

وامانده.

میانه ی جایی که کجاست،

نمی داند.

نه به راهی که به خانه می رسد.

نه به رودی که به دریا می ریزد.

به مسافری می ماند،

در قلب خویش هم، جایی ندارد.

/ 7 نظر / 3 بازدید
مهزاد

باری دل در اين برهوت ديگرگونه چشم‌اندازی مي‌طلبد .....

مهزاد

در قلب خود هم، جایی نداری!! چه رسد...

مارلیک

کجایی آقای نادر؟ کم پیدایی؟ نادری؟ ای بابا [پلک]

mahnaz

مثل همیشه زیبا........به مسافری می ماند در قلب خویش.....

مهسا

مسافر!!!! این سفر لعنتی همه عشق آدم رو گاهی میبره... عشقی که مسافره!

آرزو

سلام...یه مدتی بود که گم ت کرده بودم..خوشحالم هنوز اینجایی و می نویسی...و سر میزنی! گاهی وقتا آدم ..دلتنگ _بودن _ دوستاش میشه .... باش.

حميده

سلام مطالب و اشعارتون زيبا هستند . همواره موفق باشيد . به دلنوشته هاي من هم اگر مايل بوديد سري بزنيد .