برای تاج لی

از دست محتاط تو،

تا تردید تن من.

سنگینی خوابی مانده،

که از من می گریزد.

و در چشم تو می دود.

حالا ستاره ها هم،

خمیازه می کشند.

/ 4 نظر / 5 بازدید
تاجلی

مرسی...زیبا نوشتی مثل همیشه

رضاکاظمی

نا پیدایی گاهی. گاهی پیدا. پیدا باش همیشه پسر[لبخند]

نازلی حقانی پرست

درود: مکث می کنم . تردید می کنم . آنقدر این دست و آن پا می کنم ، که فرصت تمام می کنم !

دلواپس

پس این تردید همیشه باهات بوده...مثل سایه ، مثل نامِت و مثل اون طبع که مدام می نویسه و می نویسه و می نویسه....