برای نازلی

شعری برای تو،

در دستهای باد ورق می خورد.

ماه عاشق می شود.

ستاره ها خوشحال اند.

و من

در کوچه های خواب،

بی قرار آمدنت، هستم.

/ 7 نظر / 5 بازدید
ناهید

سلام . چطورین؟ چه راحت و روان می نویسین . هرچند توی بعضی قسمتها یه گیرهایی دارین اما در کل خیلی خوب می نویسین . شاد بمانید و خوشبخت . [لبخند]

كامران فريدي

کشتن یک نوزاد که زهر نمی‌خواهد با کلاشینکف که پروانه شکار نمی‌کنند فقط به مادرش بگویید که شیر ندهد به یک قنداق و پروانه را بگذارید لای تکه‌های یخ ... ### و من در کوچه های خواب بیقرار آمدنت...دوس دارم شعراتو نادر

اه حالم بهم خورد

ا ل ه ه

نامه ای بی فدايت شوم فرستا ده ام آسمان مال من / دريا برای تو هر چه ماهی هر چه پرنده عوض هم نمی كنم ! سوت می زند ... نمی ايستم - يادت هست ناشيانه نقاشی ام كردی پشت صندلی اتوبوس ؟ كاری كن كسی نفهمد صورتم كه توی آينه ترك خورد ديگر دلت هوای مرا نمی كند مگر نه !؟!......... ................. " نبض خیس صبح " به روز شد ...

ا ل ه ه شرقی

بهاری ديگر آمده است آری اما برای آن زمستانها که گذشت نامي نيست فغان که در پس ِ پاسخ و لبخند دل ِ خنداني نيست نیامده اید هنوز ؟ بهار شد ها [ناراحت]

دلواپس

ستاره ها خوشحال اند.....خوش به حالشون