هفت سال گذشت

هفت یا هفت هزار،

نیامدی میان این همه سال.

دیگر چه فرقی می کند.

هنوز بی آنکه، رفته باشی.

می دانم، که نیستی.

/ 9 نظر / 11 بازدید
پریشان

آرامش این جا را دوست دارم...

روزها و سوزها

سلام زیبا بود ... بقیه شعرها را هم خواندم ...این یکی برایم جذابیت خاصی داشت : مجنون، سالهاست، که سرگردان قصه هاست. نام من، هر چه باشد، نام تو، لیلاست. ممنونم که به من سر میزنید و ببخشید که دیر آمدم . به روزم و منتظر شما

lone

چرا؟[ناراحت]؟ زشت بود؟[سوال] هفت[نیشخند]من هفت دوست دارم

لی لی

هفت سالگی...

هومن

کارت دروسته عزیز - به امید دیدار

جولیت

انگار اینو سفارشی برای من گفته بودی [افسوس]