روزهای بي سروته
 

روزهای بي سروته

هرگونه برداشت و یا اقتباس از مطالب و اشعار فقط با حفظ حقوق مولف مجاز است

برای تو
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

می توانی خودت،

یا شبیه گم شده ات، باشی.

بگو! کی به خوابم می آیی.

شاید، خودم را،

در آغوشت پیدا کنم.


 
گوشه ی بهانه
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

به چه می آید!

انگشتان کشیده ای،

که به اندازه مهربان نیستند.

تا رهایشان کنی،

روی هارمونی سپید و سیاه.

و برهانی ام به رقص.

به روزهای آفتابی.

به هر چه نبود و دیگر هست.

به چه می آید!

آفتاب،

چله ی تابستان را.

وقتی خیره به راهی،

که هماغوشی آغوشی تنهاست.

به چه می آید!

من،

که همیشه خالی از تو در توی بودن هاست.

به چه می آید!

تو ،

که به هر کجا که می روی

به من نمی رسی.

به ما.

به چه می آید!

تنی که به تو، تن می دهد،

چون ما،

همیشه تنهاست.


 
دوباره
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

کشان کشان،

می کشد.

پاره پاره تنم را،

نمی برد.

چون چاقوی کهنه که تکه ای از قلبم را.

بس کن! ببر!

کم بیاور.

که کم و بیشش را از تو کسی نمی پرسد.

جدا کن مرا!

از جاده، از خودت، از خواهش تن،

که به هیچ کجا نمی رسد، این بیهوده ی پر پیچ و خم.

اکنون، با پای خودت برگرد!

راهی را که با سر باید رفت.


 
برای تو
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

سنگینی مهتاب،

روی پلک شب افتاد.

و طرحی از لبخند،

روی تنهایی کشید.

وقتی که باد،

عطر گیسوانت را،

به یاس های همسایه،

بشارت داد.


 
بی خیال
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

خسته،

در فنجان چای،

مضطرب، پرده ها را کنار می زنم.

خوش به حال آدمهایی

که درها را جا می گذارند

با پنجره ها می روند.


 
برای خودم
ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

به ساحل که رسید.

خراش خستگی اش را،

روی ماسه های مرطوب کشید.

شاه ماهی دریا کاش،

هیچ وقت نمی دانست.

دست های عاشق ماهیگیر،

چقدر خالی اند.


 
برای مهسا
ساعت ٤:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

بگو کجای این روزها،

که مثل شب،

در سبزی چشمان توست.

یا کجای این رودها،

که مثل من،

جاری از طراوت خیال توست.

بگو کجای این شعر،

عطر تو ندارد که من،

کوله بارم را همانجا زمین بگذارم.

بمیرم.

بگو کجای این قصه،

از کدام عاشقانه،

سراغ تو را بگیرم.


 
برای نازلی
ساعت ٥:٥٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

کنار ابوالهول غرورت،

نیل می شوم.

آبی و آرام.

تا از تفرعن چشمانت، بگذرم.

غمگین که می شوی.


 
چون دوست دشمن است شکایت کجا برم
ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

به پاییز بگو بیاید.

دستان عاشقی را،

که در حسرت تو مانده اند،

گرم کند.


 
این روزها را دوست دارم
ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

این روزها،

احساس دیگری دارم.

مثل قدم هایی،

که روی برف تازه می گذارم.

وقتی که جای پای تو،

در کوچه ها مرا،

به هیچ کجا نمی رساند...

این روزها،

گم می شوم،

تا "تو را در نبودنت گم کنم"

تا تو را بدون خودم،

پیدا کنم.

این روزها،

تو را،

بیشتر دوست می دارم.


 
برای تو
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

گره بگشا.

از زلف شب،

و تردید را،

که دستانم بسته است.

حرفی بزن!

از داغی لبانت،

که مهر سکوت،

بر آنان نشسته است.

و بعد، رهایم کن.

تا در آغوشت،

گم شوم.

یا در تاریکی و تنهایی،

بپوسم.


 
غریبه
ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

کدام نام تو را،

باد،

در گوش سرو سرود.

که پرستو،

در بال های کوچه پوسید.

کدام واژه،

بوی تو ندارد.

که شهر،

از شعر تو سرشار است.

کدام خیابان به تو نمی رسد.

که من،

در چهار راه فصل ها،

سرگردانم.


 
برای تو
ساعت ٥:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

پشت لبخندم،

پنهان،

از  آدم ها هستم.

کاش پیدایم کنی، اینجا.

اینجا،

اینجا هستم.


 
اینجا
ساعت ٦:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

چون پرستویی،

وقت رفتن که می آید.

یا کلاغی،

روی دیوار تنهایی،

می خواند.

هیچ چیز این دنیا،

هیچ کجایش،

به تو نمی ماند.


 
برای تو
ساعت ٦:٢٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

لبخند بزن.

بی آنکه بدانی،

در ازدحام آدم ها و ماشین ها،

از کنار عاشقی عبور می کنی،

که روی خط ممتد زندگی،

همه چیز را،

جز تو فراموش کرده است.


 
برای لی لی
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

پرنده ی مردنی!

منتظر کدام جاده مانده ای،

که بیاید،

تو را ببرد.

می ترسم دلت،

میان ماندن و رفتن،

مردن آرزو کند.


 
دنیای بی تو
ساعت ٤:٠۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

سنگ به سنگ،

نبودنت،

کوه شد.

دور شدم.

از تو، ازخودم.

غروب شد.

کی از کجا می آیی.

به سایه ام، به سیاهی،

می تابی.


 
Some like its way
ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ مهر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

Step down the sail.

Wish I somewhere in tale,

We'd stand on a kiss.

It's well known now,

What I miss,

Turn up to rail.

***

بادبان ها را بیانداز.

تا جایی میان رویاهایمان، بایستیم.

و ببوسمت، وقت رفتن.

دیگر، خوب می دانم،

که باز نمی گردی.


 
برای تو
ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ مهر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

تمام دنیا،

به معجزه می ماند.

همین برگی که افتاد.

یا بادی که پرده را تکان داد.

ساده بگویم:

آمدن ات سهم من بود.

رفتن ات سهم هیچکس.

و این که او،

هیچ سهمی، از تو ندارد،

معجزه ی توست.


 
شاید
ساعت ٦:٢٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

در آینه،

گاهی به چشمهای سیاهت،

نگاه کن.

باشد،

از پشت آن دریچه،

که یک عمر...

چشمان من،

در انتظار توست،

مهتاب خنده هایت،

دوباره بتابد.


 
آهنگ گنگ بودن
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

از ابتدای قصه،

هرگز کسی نه فکر نمی کرد.

در شعرهای من،

این گونه ماندن، بودن.

هر آینه از عشق سرودن.

من از تو حرف،

واژه، قصیده،غزل.

در نیستی،

در انتظار،

هستن و بودن.

با این همه،

گاهی،

یادی بکن.

در انتهای قصه، از من.

بیدار،

خسته،

ساکت،

ماندن.

در حسرت همیشه ی بودن.


 
روزهای بی تو
ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

من،

در قاب افسردگی هم،

روی دیوار تن ام،

به خاطره ای،

از تو،

دلخوشم.

زندگی یعنی همین.


 
سفر
ساعت ٦:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

با تو هستم!

که پشت شیشه،

روی صندلی نشسته ای، سوت می زنی.

اولین مسافر کدام قطار باشم،

که آخرین نفر،

در دورترین ایستگاه، پیاده شوم.

و تنهایی ام را بردارم،

جایی،

کنار سینه بندی بی تاب،

پهن کنم.

تاب بخورد.


 
برای تو
ساعت ٥:٤٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

از کدام ستاره آمدی به خواب من.

که گم می کنم،

هر شب،

تو را.

بگو!

کجای دنیا بایستم،

پیدایم کنی.


 
دیر می شود
ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

دلتنگی من،

از نبودن تو نیست.

می ترسم،

در کوله بارم،

وقتی که می آیی،

جایی برای تو نباشد.

و من،

رفته باشد.


 
حسرت تنهایی
ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

کاش اینجا نبودی.

یا اگر بودی،

شبیه خودت بودی.

که من از شباهت خودم،

به تو،

در آینه، می ترسم.


 
Златни пясъци (ماسه های طلایی)
ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

کاش،

خورشید آسمان بودی.

از تو پوست می انداختم.

نو می شدم.

مس وجودم را،

طلا می کردی.


 
اشتیاق
ساعت ٥:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

دیدار ما،

در آن ستاره ی دور.

فقط صبر کن کمی سرد شود.

هنوز دوستت دارم.


 
آرزو
ساعت ٦:٠٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

کاش راهی می یافتی.

به چشمهایم

از قلبم

تا هر کجا

هر سو که می نگرم

تنهایی نبود.


 
باختن
ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

چیزی از من بخواه.

غیر از دلم،

که آن خودم نیست.

آن گونه که از تو خواستم.

دلی را که آن من نبود.


 
شبانه
ساعت ٥:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

تمام شب.

ماه،

با حسرت می تابد.

چشمانت،

رویای فردا می بیند.

می داند.


 
برای تولدت
ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

دلم برای تو تنگ می شود.

مثل مرغ مهاجر،

که عاشق می شود.

در سرزمین های جنوبی.


 
حسرت
ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

آهو بودی.

دشت می شدم.

شراب.

مست می شدم.

ماهی شدی،

از برکه ی کوچک من،

رفتی.


 
برای تو
ساعت ٥:۱۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

گم شده ام.

کاش خودم را،

در تو گم کرده بودم.

کاش پیدا می شدم.


 
شکایت
ساعت ٧:۳٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

به شعرهای من نیا!

تو، او نمی شوی

برای من

تو هیچ وقت

او نمی شود.


 
برای تو
ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۸ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

جاده های دنیا،

به هیچ کجا نمی رسند.

برگرد!

و سفرنامه ها را بخوان.

هنوز بوی تو،

از تمام برگهاشان،

می آید.


 
دیدار
ساعت ۳:٤٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

پله های بیداری را دویدم.

پیدایت نکردم.

از بام رویا افتادم.

میان ستاره ها گم ات کردم.

روزی به سراغم خواهی آمد.

می دانم.

من در شعرهایم، منتظرت می مانم.


 
برای تو
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

دور بودی.

مثل طعم قهوه و انگور.

مثل خورشید،

در پس پرده های تور.

دورتر که شدی،

جزیره ای بودی،

در سرزمین های جنوبی.

و ناخدایی،

که با حسرت تو همخوابه می شود.

وقتی معشوقه ی غمگینش،

به تو فکر می کند.


 
یادگاری
ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

کاش،

 غیر تنهایی،

چیز دیگری،

از خودت،

برای من،

نمی گذاشتی.


 
حضور
ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

به سایه ی من که می تابی.

گم می کنم.

راهی را،

که از خودم،

به تنهایی می رسد.


 
برای تو
ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

شب باشد و سکوت.

تو باشی و ستاره ها.

من باشم و خیال تو.

به صبح بگو بیاید.

شعر من همین جا تمام شد.


 
سرد
ساعت ٥:٢۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

از این همه مهربانی،

که لبخند تو به من می دهد.

چیزی در دستان تو پیدا نمی کنم.

به تو هیچ وقت نمی رسم.

وقتی،

این همه،

تو،

از خودت دوری.

فردا،

بوسه هایت هم،

مزه ی خداحافظی می دهند.


 
خوب من
ساعت ۳:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

خاطرم نیست.

خودم را در کدام خاطره ات،

جا گذاشته ام.

به خواب من بیا،

تا سراغم را،

از خودت بگیرم.


 
برای تو
ساعت ۳:٢٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

پشت هم قایم می شوند.

ثانیه هایی که می ترسند،

در کدام شان نیست،

که به تو بیاندیشم.

اینجا، عقربه ها هم نبودنت را،

باور نمی کنند.


 
محال دوست داشتنی
ساعت ۳:٤٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

فکر کن!

یک روز صبح زود،

تو آمده باشی.

و من با لبخند تو بیدار شوم.

رویاهای شیرین،

همیشه کوتاهند.


 
پریشانی
ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ تیر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

تعجب نمی کنم چرا،

به چشمان تو می مانند.

ستاره های پشت ابر.

گاهی دوست دارم،

شاعری ابله باشم.

دوستت داشته باشم.

این را کسی که، در خواب های من،

هنوز غمگین است،

خوب می داند.


 
هفت سال گذشت
ساعت ٦:٠٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

هفت یا هفت هزار،

نیامدی میان این همه سال.

دیگر چه فرقی می کند.

هنوز بی آنکه، رفته باشی.

می دانم، که نیستی.


 
ناگزیر
ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

بیا خیانت کنیم.

یک روز،به خود.

مثل دیگران.

تو سکوت کن.

من، به پوچی بیاندیشم.

***

Let's come to treason.

On our own.

Like to other.

You keep silence.

I go to get lost.


 
دیکته
ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

تو در قلب من تشدید می شوی.

می نشینی.

اول تمام خاطراتی که با تو آغاز می شوند.

گاهی دلیل درجا زدنم

تنها،

در نیمکتی چوبی

خلاصه می شود.


 
رویای محال
ساعت ٥:٢٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ تیر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

در رویاهایم گاه،

آوازه خوانی می شوم،

در کوچه های خلوت.

گاه بره ای،

در چراگاه های بکارت.

در رویاهایت،

چوپانی باید،

بره اش را گم کرده باشد.


 
برای تو
ساعت ۳:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

از مو تا میانه ی اندامت.

از مویه تا موسیقی لبانت،

چنگی بزن.

شعری بخوان.

در گوشه ی چشمانت.


 
برای تاج لی
ساعت ٤:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

حالا،

سکوت می کنم.

جایی میان همهمه ی،

مه و مهتاب و مهربانی.

تا با موسیقی نفسهایت،

به خلوت من بیایی.


 
زمستان
ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ تیر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

گاهی تو را،

به برف تشبیه می کنم.

وقتی که می باری،

آدم برفی ها را خوشحال می کنی.

مثل من،

که در انتظار تو زندگی می کنم.


 
برای بهنازم
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ تیر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

گویی همینجا بود.

سر صلات ظهر.

پای ساعت دوازده.

تو آمده بودی که بروی.

من نرفته آمدم.

ماندم.

و هنوز،

همیشه،

همانجا،

منتظرت هستم.


 
کجا
ساعت ۳:۳٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ تیر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

بیهوده قصه ها را ورق زدم.

تو،

شبیه هیچکدام از رویاهای من نبودی.

حالا، همان جا که هستی بمان.

 روزی،

جایی، تو را در کودکی هایم پیدا می کنم.

***

Pointless, I flipped over romances.

You were not like any of my dreams.

Now, hang out where you are.

One day,

Somewhere,

I will find you in my teens.


 
وعده ی دیدار
ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

پنجره را، باران می شوید.

من در باغچه، گل می کارم.

باد، حیاط را جارو می کند.

پرده ها را، تو کنار بزن.

بهار، چشم به راهست.

***

Windows, the rain is washing outside.

I treat the garden floride.

Wind sweeps the courtyard.

Now, is your turn.

Push aside the curtain.

Spring is on your way forward.

 


 
شعری قدیمی از دوستی قدیمی تر
ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

روزنامه را بهانه کردی،

که نگاهم نکنی.

و من شعر را،

که صدایم را بشنوی.

اما، لعنت به روزنامه هایی که شعر چاپ می کنند.

                                                                            تابستان ٧٧- سعید باباوند


 
مستره
ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

سوت می کشد،

سراسیمه، در سرم.

صدای رفتن.

بغض پیاده ام می کند.

تو سوار می شوی.

می رود.

تا کجای این سرنوشت های موازی،

منتظرت باشم.


 
برای تو
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

در خواب های من،

راهی دراز تا بیداری ست.

آنجا که جای پای تو،

تا چشم کار می کند،

تکرار می شود،

جاری ست.

در خواب های من،

نامت که خوانده می شود،

هر جا، هر وقت که باشد،

انگار روز اول دیدار است.

آنجا که من،

با نام دلگشای تو،

دل می دهم.

عاشق دوباره می شوم.


 
شعر چشم های تو
ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

نفس،

بند می آید.

بریده،

حرف هایم.

و تا همیشه چیزی،

نگفته در من، می ماند.

از چشم هایت،

شعر که می سرایم.


 
تا همیشه
ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

مجنون، سالهاست،

که سرگردان قصه هاست.

نام من،

هر چه باشد،

نام تو، لیلاست.


 
برای تو
ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

قایق اگر بودم.

چه بادبان ها که می انداختیم.

چه پاروها که رها می کردیم.

بی آنکه بترسیم،

از غمی که موج می زند،

در چشمانت.

تا...

ساحل مهربانی دستانت.


 
برای تو
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

نقطه چین پشت جمله های تو...

حرف های ناتمام من...

تنها،

در شعر عاشقانه ای،

تمام شدند.


 
ایتالیا
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

١.

هی سن پدرو!

کلید زنگ زده ات را زمین بگذار،

کنار من بنشین.

شاید بهشت را،

در جرعه های باکاردی پیدا کنیم.

و تو داوود!

فلورانس،

از انقباض اندامت، غمگین است.

سنگت را بیانداز!

چنگ دوستی بنواز.

ای باکره ی مقدس!

خونابه های این پیرمرد،

جوانی تو راست که می شوید.

و ما بی آنکه بدانیم،

به میکل آنژ و بلینی غبطه می خوریم.

٢.

جولیا! فرشته ی کوچک من.

یادت هست؟

وقتی که از چشمان من گریختی و زمین خوردی.

تو لبخند زدی و گفتی خوبم!

و بعد گوشه ای جز من نیافتی.

و در آغوش هم گریستیم.

گاهی،

حس همذات پنداری،

چقدر دردناک است.

٣.

زیر بار این ستونهای بلند،

زمین می چرخد.

و من عاشق می مانم.

-بی گاو و لاک پشت-

غروب نزدیک است گلی لئو!

بیا تنی به آب بزنیم.

و بعد شراب بنوشیم.

زندگی هنوز زیباست.

۴.

من در سایه ی تمام این ستونهای مرمر،

ایستادم.

چشمانم را بستم.

و به تو اندیشیدم.

می دانم.

روزی تو را در موزه ها خواهم یافت.

***

In every single shadow of,

These long tall columns,

I just stood behind.

And thought of you.

I do believe,

Oneday in a museum,

You would be found.

۵.

باربارا!

بوی باروت می دهد لبانت.

مرا ببوس!

که من از فتیله و آتش،

نشانه هایی برای تو دارم.

۶.

از ایتالیا بالا رفتم.

باران می آمد.

دیر رسیدم.

تو کج رفته بودی.

و من بی آنکه به تماشای تو بنشینم،

غروب را در رم گریستم.

و پایین آمدم.

٧.

ناقوس ها صدا که می کنند.

پرنده هاکه پر می کشند.

مرغ دریایی می شوم.

پر می کشم تا لحظه آمدنت.

و بعد می نشینم و به تو می اندیشم.

٨.

در هیچ کجای دنیا،

نه! هیچ کسی چشم به راه تو نیست.

این را،

قایقرانی که سیگار می کشد،

در ترانه ای محلی می خواند.

***

Nowhere in the world,

No, nobody is to wait for you.

This,

Is what a sailor smokes,

In a sad folk song.


 
دلتنگی
ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

جدا ماندم از تو.

مثل برگ،

که عاشق آغوش باد می شود.

و در پای خودم افتادم.


 
برای لی لی
ساعت ٧:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

نام تو کافی ست.

مثل مهتاب،

که از پشت ابر می تابد،

به برکه ی تنهایی.

مثل باد،

که با تن تور پرده ها، غریبه است.

مثل من،

که مجنون تو باشم.


 
تنهایی
ساعت ٥:۳٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

تو در ردیف کدام فصلی،

وقت دلتنگی؟

که جای خالی تو را،

نه اردیبهشت،

نه آذر،

نه دی،

پر نمی کند.

و من دیوانه وار دوستت دارم.

***

What season are you like?

In nostalgia time.

Your absence with,

May not,

Neither November,

Nor winter,

Ain't get filled.

Yet, I love you crazy.


 
To You
ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

Every seven days a week,

She comes by the memories you seek.

Should be in love you yet,

No matter if, time gets over to break.

***

با روزهای هفته رفت.

با خاطرات همیشه، می آید.

عاشق که باشی،

شب یا روز،

فرقی ندارد.


 
برای خودم
ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

سنگ می شوم.

از میان انگشتانت که می ریزم.

و قلبت را نشانه می روم.

***

I am the stone, sooner a cliff.

When I ply to your nails and sieve.

Then I take your heart objective.


 
برای مهسا
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

دفتر سپید ارغوانی ام،

پیر که شدبم.

آن وقت، با هم برای کسی،

شعری خواهیم سرود.

از تمام دوست داشتن هایی

که بیهوده بود.

***

My Purple inocent booklet.

We'll get old oneday.

Then of loves in vain,

A song for one, we say.


 
برای تو
ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

بادبادک!

بادبادک آی...

آیا خط سبز یار من، پیداست از آن بالا؟

دل پریشی های من،

خنده های روشنش،

شادکامی های او هر لحظه پا برجاست؟

تا کجا آتشفشان شور او برپاست؟

بادبادک...

باز بالا... باز بالاتر،

پاسخی باید.

بادبادک...


 
عطش عشق
ساعت ۳:۱٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

تشنه ی تو است.

شانه های عاشقی،

که در چشمان تو،

مرد می شود.

***

Yearning for you,

Lover's shoulders.

Who becomes a man,

In your eyes for always.


 
برای تو
ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

مراقب دلم باش.

وقتی،

پای حوض

              چشمان تو

                             می رقصد.

***

Take care of my heart,

When is dancing,

On the dock edge,

Of your eyes.


 
برای هنگامه
ساعت ٦:٤۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

زیتون چشمان توست.

که مست می کند مرا.

در جام های لبریز،

از بوسه های قدیمی.


 
مهربان باش
ساعت ٦:۳٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

خیالت،

این روزها،

سایه روشن ابری است.

از آسمان بهار،

بی آنکه ببارد، می گذرد.

***

In the spring sky,

The dream of you, is such a cloud penumbra,

passes with no fall.


 
شهرزاد
ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

لا مذهب! چه می کنی؟

با این طریقت لرزان سینه و ران.

رقاصه ی عرب.

زیباروی جوان.

جلاد هم که باشی،

دجله می شوی از شعر.

در انار پستانهایش.

***

Your miscreant eyes!

What are they doing with,

These dancing credo trembler,

Breasts and thighs?

The Arab idol!

Who is a killer,

Or such as hermits,

Would be the Tigris,

Into her breasts,

Gush of rhythms.


 
کاباره
ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

رز بر تن می پوشی.

و دل می بری با نفسهایت.

در سینه های لرزان تو، هر شب،

مردی عاشق می میرد.


 
اومنهذیان
ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

چه خوب است.

درها، خود به خود باز می شوند.

اینجا، که دستهای تنها،

در جیب سرماست.


 
برای تو
ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

ماهی شده ام.

دریا باش.

گرگ که شدی،

بره می شوم.


 
دوچرخه
ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

تکه ای از تنم،

دلبسته ی آهنی ست.

آن قدر سخت،

که دنیا دور سرم می چرخد.

بی آنکه بچرخم.


 
دوستت دارم
ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

نه در شهرهایی که بوده ام.

نه جاده هایی که تمام نمی شوند.

تو را در خاطره هایی که در قلبم،

همیشه می ماند.

یافته ام.

و دوستت دارم.


 
طرح تنهایی
ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

رو که بر می تابی،

عطش دانه ی شنی می شوم.

نه چنان حقیر،

که همسفر بادهای هرزه باشم.

و نه آنقدر بزرگ،

که لگد رهگذری تشنه،

نثارش شود.

تو کویر تلخی هستی.

که من عاشق لبخندش شده ام.


 
آینه و من
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ اسفند ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

دور می شوی از من.

هر دم.

نفس که می کشم.

طلسم تنهایی را، بشکن.

طعنه ی آینه ها با من.


 
شبانه
ساعت ۳:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

عاشق که باشی،

جاده ی دنیا،

سنگفرشی از ستاره است.

و ماه،

معشوق تو می شود.

با فانوسی در دست.


 
جست و جو
ساعت ٥:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

نه در میان کتاب ها.

و نه پشت پنجره ای دم غروب.

تو را در ردیف صندلی های تئاتر، گم کرده است.

دیوانه ای که شعر می خواند.

در خیابانی خلوت.


 
برای نازلی
ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ بهمن ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

در کودکی هایم،

مردی خسته،

مسافرخانه ای تاریک،

و چمدانی کهنه، جا مانده است.

در کودکی هایت،

عروسکی باید،

مهربان و صبور،

تا او بیاید.


 
برای تاج لی
ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

از دست محتاط تو،

تا تردید تن من.

سنگینی خوابی مانده،

که از من می گریزد.

و در چشم تو می دود.

حالا ستاره ها هم،

خمیازه می کشند.


 
وکانس
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

سبز مانده ام.

مثل پهن برگ های استوایی.

در دل من هنوز،

تو می تابی.

--------

مثل یک معبد قدیمی،

کنار ساحل،

گاهی دوستت دارند.

گاهی تو را می خندانند.

موج ها، که تنهایت می گذارند.

-------

پاهایم را،

در ماسه، فراموش می کنم.

موج می شوی.

آن روزها،

یادم نمی رود.


 
برای خودم
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

نزدیکترین ستاره باش.

یا دورترین پنجره، به من.

چه فرق می کند.

ابرم!

لجوج و دلتنگ.

تا هیچ کس نداند،

چقدر دوستت دارم.


 
Desolation
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

My Heart, is saturated with pain.

You have been missing again.

Somebody tell me, what became of love,

Which is going down drain.


 
توهم با تو بودن
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

روی خطوط باران،

سر در میان رویا،

پاهایم آب می روند.

دست ها تو را می خوانند،

چشم ها تو را می بینند.


 
جام سرکش
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

شهوت آبشار،

از شراب دهانت، می چکد.

سرخ می شود شبم، از لبانت.

سر می کشد.

سر می کشی در نفسهایم.

سر می رود فریاد تو تا من؛

خاموشم.

از جام تو، می نوشم.


 
خواندن این شعر به افراد بالای هجده سال توصیه نمی شود
ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

کلیدت را،

در قفل من، فرو کن.

بچرخان.

هجای واژه ات را،

در طعم اندامم بریز.

و بعد، در شکوفه های تنم، بمان.

بگذار در خلسه ی تو بلولم.

برای لحظه ای، من باش.

در آغوش من، تن باش.


 
بیقرار
ساعت ٥:٤٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

لبخند تو، در من جان می گیرد.

در قاب آینه ای شاید.

مثل ستاره ای،

که می دود در چشمانم.

دور یا نزدیک،

رویای تو با من، می ماند.


 
باش
ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

بیا.

روایت تازه شوم.

درخت باش.

میوه ی تو شوم.

ترسی از ستاره ها ندارم.

آندم که می دوند در چشمانم.

رویای تو پرتم می کند.

هر کجا باشم.


 
برای تو
ساعت ٦:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ آذر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

وقتی که می باری،

تمام بی قراری ات را، ناگهان.

انتظار تو شیرین است.

دوستت دارم.

تمام حرف من، این است.


 
برای نازلی
ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ آذر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

شعری برای تو،

در دستهای باد ورق می خورد.

ماه عاشق می شود.

ستاره ها خوشحال اند.

و من

در کوچه های خواب،

بی قرار آمدنت، هستم.


 
رویای تو
ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ آذر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

به خلوت من بیا.

گاه تنهایی.

آتش بزن،

در سرخی لبانت، نامم را.

بستان.

در سکوت اندامم، جانم را.

بعد به قصه ها برو.

یا در شعر عاشقانه ای،

خلاصه شو.

تمام تو،

در تنهایی من،

تمام نمی شود.


 
دلتنگی
ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

بال بگشای!

به قله های فردا، دیر می رسی.

بغض پنهان را، به دور دست آبی بسپار.

آنی که رهگذری خسته، خیره و خاموش،

به یاد می آورد،

پشت شیشه ها، تو را.


 
عادت
ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

از بلندای رویا، افتادم.

ساعت، لختی ایستاد.

صدای باد، به راه خود ادامه داد.

و داستان ورق خورد.

چه زود خو گرفته ای!

به فصلهای آخر،

به روزهای جدایی،

به قصه های ابتر.

بیا!

بهانه های مرا، رنگ کن.

درنگ کن، بمان.

حدیث بودن را، بخوان.

روایت کن.

به ناگزیری این عشق،

مثل ما،‌عادت کن.


 
خیلی دور
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

مثل پاییز، که می ریزد،

پای درخت،

از تو دور می شود،

خاطره هایت.

سرو هم که باشی،

دلت تنگ می شود.

برای بهار.


 
باز هم برای تو
ساعت ٥:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ آبان ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

دستم به ستاره ها که نمی رسد.

دلگیر می شوم.

پس، به تاریکی قصه ها،

دل خوش می کنم.

و رویایی که در انتظار من است.


 
آدم
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

چشم،

به سیب گاز زده ی تو زدم.

و عاشق خودم،

شدم.


 
هذیان
ساعت ٢:٥٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

به رسم عاشقی، تا به تو برسم

ستاره ها را، سطر به سطر

بامداد، با مدادم

در آسمان، چه آسان

می کشم، کش می آید

خط می زنم، خطاهایم را

دوباره، دور می زنم، دور می شوم

تا به تو برسم، به رسم عاشقی.


 
برای تو
ساعت ٦:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

ماه،

عروس آسمان می شود.

وقتی در قاب عکس خالی،

می رقصد.

عاشق تو بودن،

رویای هر ستاره ای ست.

 


 
Rules
ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ مهر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Darling!

Now, time to think twice.

Though you can't roll back dice.

If you have changed your mind.

Too late, so leave it behind.

Sometimes, when you lose your eyes,

You'll find how you were blind.


 
سئوال
ساعت ٥:٢۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ مهر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

در کجای قصه قرار بود.

از زمین های سوخته عبور کنیم.

ماه از کدام کوچه می گذرد.

و رویاهایمان را باد کجا می برد.

تو لبخند می زنی.

و من عاشقانه دوستت دارم.

در کجای قصه بگو.


 
Peccavi
ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Where is the grace gates opened?

Should every road walked in was dead end.

Have you ever opened a not knocked on door?

It's not welcomed who is not standing for.


 
انتظار
ساعت ٥:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

دلهره ی پنجره ها،

تیک تاک عقربه ها هم.

بیهوده بود.

سهم من از رویای تو،

چیزی، شبیه وسوسه ی ظهر تابستان بود.


 
برای تو
ساعت ٧:٥۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

ابری که می شوی،

گاهی به من فکر می کنی.

می باری.

لجم می گیرد.

وقتی نمی توانم،

به دلتنگی ات،

بوزم.


 
برای آندیا
ساعت ٥:٢٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Let me have your little hand,

Because you are not yet into this band.

Rhythms are so prompt, sometimes is romance.

follow my eyes and let it dance.


 
گمراه
ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ امرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

وقتی عاشق تو نیستم،

نیستم.

اما، تو که نیستی

اینجا، کنارم نشسته ای.

شعر می خوانی.

نگاهت، مثنوی مثنوی

لبخند می زند.

و من در قافیه غزلهایم.

گم شده ام،

نیستم.

عاشق تو که نیستم.

*

When I'm not in love,

I'm not.

When you are not, but,

Sitting here, by my side.

Reading rhymes, your smile.

But I'm lost.

I've forgotten, I'm not.

I'm not in love.


 
پایان
ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ امرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

آسمان،

راهی به سوی تو ندارد.

می داند.

حالا، که پس می زند

تنهایی مرا

زمین.


 
Plaint
ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ تیر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

You never know, how it's like being,

The bird of passage, without wing.

On the flyway, gazes move to tears,

Hovering hands of word, are devoid of feeling.

Waving your name on sand shore,

You ought to leave, what you're living for.

You never know, do you?

Stoned hearts, can't take it through.


 
برای ندا
ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

نفرت،

در دستهایم،

مشت می شود.

وقتی به آسمان خیره می مانی.

و حسرت،

در موهای تو می پیچد.


 
برای تو
ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

در تموز دستان تو، کاش!

برف می شدم.

خوشبختی یعنی:

میان زمین و آسمان،

در تو خلاصه شدن!


 
آرزو
ساعت ٦:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ خرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

کاش موج بودم،

در آغوشت، آرام می شدم.

که خسته ام از این کویر بیهوده،

با پوزخند معنادارش!

 


 
Hopeless Things
ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ خرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

Early morning, I wake up.

But I'm not going to get up.

Counting damn days,

Till the number up!

Long days in my short life,

You have never come, you wouldn't arrive.

Neither taking a shower, nor shaving my face.

Even setting the table or cleaning every place.

Wind and windows are awaiting, but I'm not anymore.

While in every dream, you have been looking for.

Stale Beer,

Hopeless smoke rings,

Surrounded my dreams.

Wish I had wings,

Flying through these things,

To let go over dreams.

'Cause that's so far away,

Your home from my heart,

You are staying in there.


 
برگ ریزان
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

مرا بچین!

از روزهای تنهایی.

در رقص برگ و باد،

با موسیقی قدمهات،

پاییز که می آیی.

***

Clip me,

Like a hard nut.

When the winds lop.

And autumn leaves are turned up,

By the rhythm you strut.


 
شعر من
ساعت ٥:٤٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

بال می زند،

پرنده ام.

شعر می شود.

رفته ای و ناگزیر،

با خیال بودنت.

تمام می شود.

***

Fluttering, high emotion.

Poems, ground for love portion.

You moved out, but in thoughts,

You're ethereal like an ocean.


 
Excuse
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

 Rainfall,

In solitude nights,

Was an excuse,

For the stars.

If you wouldn't come in there,

Figure it out now or never.

***

گریه ابرها،

بهانه نبودنی،

برای چشم های توست.

می گویم که بدانی.

حالا که نمی آیی.


 
درد دل
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

زمانه اگر با تو نسازد:

فراموش می کنی،

در کجای این روزهای لعنتی،

عاشقی هنوز!

***

You will forget,

Where in these damn days,

You are in love,yet.

If dreams are not written on your fate.


 
برای ساره
ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

در آغوش تو،

ابهام تنم،

تمام شد.

مثل کودکی ام،

که در حوض ماهی ها،

خلاصه می شود.

***

My thumbs are away.

Since your arms came with me to finish.

Even as my infancy,

Gathered in the puddle of fish.


 
بی قرار
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٤ فروردین ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

 بی تابی من،

از بودن تو نیست.

از صبحی است که نمی آید.

و غمی که،

پشت لبخند ماه پنهان است.

بی تابی من از توست.

تویی که هیچ وقت.

هیچ وقت.

هیچ وقت نیامده ای.

***

Being with you,

Is not since, Intolerance.

But of dawn, is coming with patience.

And the sorrow,

In the wake of moon's beams.

Over and over and over dreams.

Impatience is,

for the reason of you,

who has never and ever, come true.


 
یک شعر قشنگ
ساعت ۳:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

آسمان کوتاه می شود گاهی.

آنقدر که دستانت به پرواز من بیاویزد.

آنقدر که بتوانی خاک را به ابر بچسبانی،

و از خورشید حبابی پوچ بسازی.

آنقدر که نفسهایم را به لب نرسیده،

به رطوبت چندش انگیز لبانت بیامیزی.

تا به پروازم بخندی،

نفرتت را کجای آسمانم نشاندی؟

 

                                                         "  المیرا رحیمی  "


 
بهار
ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

عطر تو، جان می گیرد.

در خوابهایم.

مثل دلتنگی، در باران.

کاش اینجا باشی.

بیدار که می شوم،

ناگهان.


 
Without You
ساعت ٥:٠٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

بی تو،

موسیقی دنیا،

آهنگ دلخواهی ندارد.

و من،

بی قرار رستاخیزی،

و کوله باری،

که رخت بر می بندی،

بی آنکه وقت رفتن باشد.

***

Living without you,

Is like being in a concert,

Where they don't play music you like.

And you can't get laid.

You pack up by a ticket and say:

Let's go, it's dead, anyway.


 
با اجازه
ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

دیگر باد هم،

سراغ آن روزها نمی رود.

تو از یاد من می روی.

تقویم فردا ورق می خورد.


 
رویای درخت
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ دی ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

قایقی از من بساز.

از من که عاشقم.

موج شو.

غرق افسانه، لبریز شورم کن.

من از کدورت کاهنده موریانه ها،

که خاک می خورد، خسته ام.


 
عاشق
ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ دی ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

نه دیر می شود.

نه دورتر.

از تو،

تا من،که عاشقم.

تا همیشه.


 
برای کامران
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

حالا که رفته ای!

نیا دیگر!

تو در دنیای خودت بمان.

من، سیاره ی کوچک خودم را زندگی می کنم.

با رویای گل سرخی،

که هیچ وقت،

عاشق نبود.


 
انتظار
ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

زودتر بیا.

تا یادت هست.

برای کسی که عاشق است.

می ترسم، تمام شوند.

رویاهایی که تا ابد،

تمام نمی شوند.


 
Fortune
ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

Give me the words.

Even they're not yours.

There could be same, roads to the heaven's doors.

Sooner, my drifted boat will sail on.

Now, my fortune journey has begun.


 
برای تو
ساعت ٤:٢٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

ستاره ای بچین.

و در دستم بگذار.

تا باور کنم،

آمدنت را.


 
از اعماق تنهایی
ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

حالا که رفته ای، دریا باش.

تا شعری در  ردیف گیسوانت بسرایم.

رویای ساحل را دوست ندارم.


 
New Love
ساعت ۳:۳٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

Darling,

My heart is on fire, to tell you a secret.

For a long time, what I've kept it.

If I admire to find a why,

The way the world leaves me behind a shy.

Though you know not, I want to tell you, but

The whole nights, the books You've read,

The all time You've sung a song.

There all it is because of what

I had, in custody of love.


 
Drowned Dream
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

I was in a dream again.

With you, no longer I'd been in pain.

Though you mightn't smile me a favor,

But I'm that much stupid to wait forever.

It was a dream, but I take it truth,

A new sign of keeping my oath.


 
او
ساعت ٢:٤٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

تو او نیستی.

نه!

نمی توانی که باشی.

حتی اینجا که نباشی،

تو هیچگاه برای من،

او نمی شوی.

 


 
تمام جانم
ساعت ٢:٥٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

می آیی.

با تمام آنچه دوست می دارم.

و مهربانیت.

که جان بر آن می دهم.

تمام آنچه که دارم.


 
Turn burning on
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

It's Burning my heart in pain.

Trun me on love again.

 


 
تنهایی
ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

پادشاه فصلها، تنهاست.

تا برف.

تا بهار.

تا تو.


 
Obligated to you
ساعت ٥:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

There was a dream, you had never seen.

We were in love, since no longer I deem.

As a boring night, we had to ply.

Hand in hand of days, were passing by.

You looked an angel, you told me lie.

Without a reason, if you were asked why.

I love you, the meaning of life.

A dramatic reason, which was running rife.

We were addicted, we were apart.

Yet, you were beating on my heart.

such an old song, in my mother tongue.

We did know eachtoher not, we were wrong.


 
پاییز