روزهای بی سروته

هرگونه برداشت و یا اقتباس از مطالب و اشعار فقط با حفظ حقوق مولف مجاز است

برای تو که سال ها منتظرت بودم
ساعت ٤:٠٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

چشمانت، چون آن شراره ای

که عطشم را آتش می زند.

شعله اى که از شعرم سر می کشد. 

درختی کهنسال

که طعم آن در عطر موهایت میوه می دهد.

یا رویایی شیرین

که در انتهای رود شب روایت می شود.

چشمانت، دنیایی که به آن،

دل را،

من را،

و تو را،

می سپارم.


 
برای میم
ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ دی ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

هنوز،

در دنج ترین میز این کافه،

توی تمام ماشین های خاکستری،

روی پله برقی متروها،

حتی، پشت پرده ی تمام قد آن پنجره ی چوبی،

مرا می جویی.

بیهوده در پی من مباش!

که من، در پس بودنت،

تمام این سال ها،

چون سایه ای که از آفتاب،

شعله ای که از تاریکی،

و عاشقی، که تنهاست،

ناگزیر، از تو گریخته ام.


 
یلدا
ساعت ٦:٤٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ دی ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

دنیا همین بوده.

از دیرباز تا همیشه.

این روزها نیست که تنها،

شب را، با آن همه سپیدی درخشان،

سپیده می بلعدشان.

دنیا را گریزی نیست، تو کیستی؟

ستاره های تک،

شب های تنهایی،

یعنی تو،

از روزهای نخستین هستی،

بوده ای، ولی نیستی.


 
...
ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ تیر ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

در جستجوی من،

به شعرهایم بیا.

می ترسم.

به خانه ام که بیایی،

پنجره ی اتاق بسته باشد

و من آبستن گل های صورتی باشم.


 
سرگردان
ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

وامانده.

میانه ی جایی که کجاست،

نمی داند.

نه به راهی که به خانه می رسد.

نه به رودی که به دریا می ریزد.

به مسافری می ماند،

در قلب خویش هم، جایی ندارد.


 
تو با زمانه بساز
ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ آبان ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

حالا در رویاهایت،

روی امواج تنت می لولد،

که مست شود،

از آبشار نفس هایت.

می دانم،

در پیچ کدام خاطره می پیچی.

وقتی در گل اندام تو می پیچد.

صبور باش، با دلشوره هایت.

کنار بیا با نبودنم.

با مرد این روزهایت.

×××

Now in your dreams,

He is wiggling on your shape waves.

Rather intoxicated with,

Your cascading breath.

I'm so afraid,

You'd come into a gaze,

When he surrounded you, amazed.

Keep patience on your fears.

Stick out my absence.

Come along with the man of your dreams.


 
عشق ماندگار
ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

در خوابهایم هنوز،

پیرزنی شال می بافد.

با قلب سرخی در میانش.

و قاب عکسی روی دیوار،

که لبخند شیرینی دارد.

دلبافته اگر باشی،

رفتن، معنایی ندارد.


 
برای تو
ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

می توانی خودت،

یا شبیه گم شده ات، باشی.

بگو! کی به خوابم می آیی.

شاید، خودم را،

در آغوشت پیدا کنم.


 
گوشه ی بهانه
ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

به چه می آید!

انگشتان کشیده ای،

که به اندازه مهربان نیستند.

تا رهایشان کنی،

روی هارمونی سپید و سیاه.

و برهانی ام به رقص.

به روزهای آفتابی.

به هر چه نبود و دیگر هست.

به چه می آید!

آفتاب،

چله ی تابستان را.

وقتی خیره به راهی،

که هماغوشی آغوشی تنهاست.

به چه می آید!

من،

که همیشه خالی از تو در توی بودن هاست.

به چه می آید!

تو ،

که به هر کجا که می روی

به من نمی رسی.

به ما.

به چه می آید!

تنی که به تو، تن می دهد،

چون ما،

همیشه تنهاست.


 
دوباره
ساعت ٥:٤٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

کشان کشان،

می کشد.

پاره پاره تنم را،

نمی برد.

چون چاقوی کهنه که تکه ای از قلبم را.

بس کن! ببر!

کم بیاور.

که کم و بیشش را از تو کسی نمی پرسد.

جدا کن مرا!

از جاده، از خودت، از خواهش تن،

که به هیچ کجا نمی رسد، این بیهوده ی پر پیچ و خم.

اکنون، با پای خودت برگرد!

راهی را که با سر باید رفت.


 
برای تو
ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

سنگینی مهتاب،

روی پلک شب افتاد.

و طرحی از لبخند،

روی تنهایی کشید.

وقتی که باد،

عطر گیسوانت را،

به یاس های همسایه،

امانت داد.


 
بی خیال
ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

خسته،

در فنجان چای،

مضطرب، پرده ها را کنار می زنم.

خوش به حال آدمهایی

که درها را جا می گذارند

با پنجره ها می روند.


 
برای خودم
ساعت ۱:٤۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

به ساحل که رسید.

خراش خستگی اش را،

روی ماسه های مرطوب کشید.

شاه ماهی دریا کاش،

هیچ وقت نمی دانست.

دست های عاشق ماهیگیر،

چقدر خالی اند.


 
برای مهسا
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

بگو کجای این روزها،

که مثل شب،

در سبزی چشمان توست.

یا کجای این رودها،

که مثل من،

جاری از طراوت خیال توست.

بگو کجای این شعر،

عطر تو ندارد که من،

کوله بارم را همانجا زمین بگذارم.

بمیرم.

بگو کجای این قصه،

از کدام عاشقانه،

سراغ تو را بگیرم.


 
برای نازلی
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

کنار ابوالهول غرورت،

نیل می شوم.

آبی و آرام.

تا از تفرعن چشمانت، بگذرم.

غمگین که می شوی.

* * *

Alongside the Sphinx of your pride,

I am the Nile.

Blue and calm.

Before your condescending eyes to pass by,

Feeling lugubrious, so you are.


 
چون دوست دشمن است شکایت کجا برم
ساعت ۱:٥٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

به پاییز بگو بیاید.

دستان عاشقی را،

که در حسرت تو مانده اند،

گرم کند.


 
این روزها را دوست دارم
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

این روزها،

احساس دیگری دارم.

مثل قدم هایی،

که روی برف تازه می گذارم.

وقتی که جای پای تو،

در کوچه ها مرا،

به هیچ کجا نمی رساند...

این روزها،

گم می شوم،

تا "تو را در نبودنت گم کنم"

تا تو را بدون خودم،

پیدا کنم.

این روزها،

تو را،

بیشتر دوست می دارم.


 
برای تو
ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

گره بگشا.

از زلف شب،

و تردید را،

که دستانم بسته است.

حرفی بزن!

با داغی لبانت،

که مهر سکوت،

بر آنان نشسته است.

و بعد، رهایم کن.

تا در آغوشت،

گم شوم.

یا در تاریکی و تنهایی،

بپوسم.


 
غریبه
ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

کدام نام تو را،

باد،

در گوش سرو سرود.

که پرستو،

در بال های کوچه پوسید.

کدام واژه،

بوی تو ندارد.

که شهر،

از شعر تو سرشار است.

کدام خیابان به تو نمی رسد.

که من،

در چهار راه فصل ها،

سرگردانم.


 
برای تو
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

پشت لبخندم،

پنهان،

از  آدم ها هستم.

کاش پیدایم کنی، اینجا.

اینجا،

اینجا هستم.


 
اینجا
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

چون پرستویی،

وقت رفتن که می آید.

یا کلاغی که،

روی شاخ تنهایی،

می خواند.

هیچ چیز این دنیا،

هیچ کجایش،

به تو نمی ماند.


 
برای تو
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

لبخند بزن.

بی آنکه بدانی،

در ازدحام آدم ها و ماشین ها،

از کنار عاشقی عبور می کنی،

که روی خط ممتد زندگی،

همه چیز را،

جز تو فراموش کرده است.


 
برای لی لی
ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

پرنده ی مردنی!

منتظر کدام جاده مانده ای،

که بیاید،

تو را ببرد.

می ترسم دلت،

میان ماندن و رفتن،

مردن آرزو کند.


 
دنیای بی تو
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

سنگ به سنگ،

نبودنت،

کوه شد.

دور شدم.

از تو، ازخودم.

غروب شد.

کی از کجا می آیی.

به سایه ام، به سیاهی،

می تابی.


 
Some like its way
ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ مهر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

Step down the sail.

Wish I somewhere in tale,

We'd stand on a kiss.

It's well known now,

What I miss,

Turn up to rail.

***

بادبان ها را بیانداز.

تا جایی میان رویاهایمان، بایستیم.

و ببوسمت، وقت رفتن.

دیگر، خوب می دانم،

که باز نمی گردی.


 
← صفحه بعد